يحيى دولت آبادى
222
حيات يحيى ( فارسى )
صورت بتوانند اقدام نمايند لهذا بدست مصطفى خان حاجب الدوله حيدرنام از اجزاى كارخانه چراغ برق را توقيف ميكنند و در استنطاق او بسه نفر ظنين ميگردند مير اسمعيل نام از اهل قفقاز كه مدتى است در طهران معلم دفتردارى است حيدر خان مباشر امور چراغ برق طهران و ضياء السلطان امان اللّه خان تبريزى شب چهارشنبه ششم شهر ربيع الاول در آخر شب مأمورين حكومت و نظميه از ديوار به خانه اين سه نفر رفته آنها را دستگير مينمايند و در نظميه محبوس ميشوند فرداى آنشب آنها را بباغ گلستان برده يكروز و يكشب آنجا استنطاق ميشوند و چيزى از آنها معلوم نميشود مير اسمعيل و حيدر خان چون تبعهء روس هستند سفارت روس آنها را ميبرد بسفارتخانه خود و ضياء السلطان را هم بعدليه مىبرند آنجا محبوس ميگردد چون ترتيب اقدام در اين كار بر خلاف قانون اساسى است و اگر اين فتح باب بشود و بخواهند شب بخانهاى مردم بريزند غائله بزرگ خواهد شد و امنيت زائل ميگردد از اينرو مردم بهيجان آمده در بهارستان جمع ميشوند و بدولت سخت ميگيرند كه بايد حاكم طهران و رئيس پليس بعدليه جلب شده استنطاق و مجازات شوند كه چرا بىقانون رفتار نمودهاند و مردم در مسجد سپهسالار جمع شده ملك المتكلمين نطق مهيجى مينمايد چند نفر از وكلاء مجلس نزد شاه و وزراء رفتوآمد مينمايند و بالاخره شاه را راضى ميكنند كه در اطاق نظام مصطفى خان حاجب الدوله حاكم طهران و رضا بالا رئيس پليس را استنطاق نمايند مجلس مفصلى در آنجا ترتيب داده مىشود وزراى مسئول و جمعى از رجال دولت حاضر شده نمايندگان مليون هم ميآيند اين دو شخص استنطاق شده و تقصير بر آنها ثابت مىشود ولى مليون به همين اندازه اكتفا كرده بعزل حاكم قناعت و از مجازات آنها ميگذرند در اينحال وزراى مسئول استعفا ميدهند بواسطه فشارى كه از طرف شاه و مليون بر آنها وارد مىشود ولى مجلسيان و انجمنهاى ملى با مساعدت عضد الملك قاجار ايستادگى كرده نميگذارند دولت تغيير حاصل نمايد روز چهارشنبه سيزدهم اين كار تمام مىشود و حكومت طهران را ميدهند بميرزا صالح خان وزير اكرم ( ميرزا صالح خان مردى وطندوست و مشروطهخواه است هركجا حكومت كرده مردم از او راضى بودهاند ) در اين وقت